aufbrechen
transitiv/intransitiv۱. (از هم) باز شدن، شکفتن
Knospe usw.; [*][ist]
۲. شکستن (و باز شدن)، ترک خوردن
Eis usw.; [*][ist]
۳. سرباز کردن، باز شدن
Wunde usw.; [*][ist]
۴. حرکت کردن، به راه افتادن، عزیمت کردن؛ روانه شدن
fortgehen; [*][ist]
۵. (ناگهان) باز شدن
[*][ist]
۶. شکستن (و باز کردن)، به زور باز کردن
Tür, Schloss, Kiste usw.; [*][hat]