aufbrausen
intransitiv۱. به غلغل افتادن، جوش آمدن (و سررفتن)، به غلیان آمدن
Wasser; [*][ist]
۲. کف کردن، جوشیدن
Limonade usw.; [*][ist]
۳. غلیان کردن، متلاطم شدن، برخروشیدن
Meer usw.; [*][ist]
۴. از جا/ از کوره در رفتن [عا]، آتش گرفتن، آتشی/ جوشی شدن [عا]، منفجر شدن، برآشفتن، به هیجان آمدن
Person; [*][ist]