wort dictionary

andauernd

Adjektiv

۱. مداوم، بی وقفه، پی در پی،‌ پیاپی، مستمر، پیوسته؛ مکرر

attr.

۲. دائم، مدام، متصل، مرتب، دائما؛ [عا:] هی، همه اش؛ دم به دم

adv.