anbelangen
intransitiv۱. راجع (مربوط) بودن
[*] [hat]
Beispiele:
تا آنجا که به... مربوط می شود/ ربط پیدا می کند...؛ (و) اما در مورد...
was...anbelangt, (so)...
با موضوعی که راجع به من است موافق هستم
was mich anbelangt, bin ich einverstanden
۱. راجع (مربوط) بودن
[*] [hat]
تا آنجا که به... مربوط می شود/ ربط پیدا می کند...؛ (و) اما در مورد...
was...anbelangt, (so)...
با موضوعی که راجع به من است موافق هستم
was mich anbelangt, bin ich einverstanden