wort dictionary

am

Präposition

۱.

= an + dem

۲. از همه

mit Superlativ

Beispiele:

از همه تندتر، تندتر از همه

am schnellsten

۳. داشتن؛ مشغول (کاری بودن)، در حال (انجام کاری بودن)

am Schreiben usw. sein

Beispiele:

دارد نظافت می کند، مشغول نظافت (کردن) است

er ist am Putzen

مردم شهر داشتند از گرسنگی می مردند

die Stadt war am Verhungern