wort dictionary

abstützen

transitiv

۱. شمع/ دیرک زدن به (برای جلوگیری از فرو ریختن دیوار)؛ پایه گذاشتن زیر

tr.

Beispiele:

به یک دیوار شمع زدن

eine Mauer abstützen

۲. تکیه دادن

sich abstützen