wort dictionary

abgegriffen

Adjektiv

۱. دست مالی شده، دست خورده،‌ رفته، ساییده، کهنه؛ (اصطلاح یا واژه ای که در اثر استفاده ی مکرر) بی محتوا (شده)

Zeitung, Karte, Münze usw.

۲.

fig. => abgedroschen