wort dictionary

Totalschaden

der

۱. خسارت غیرقابل تعمیر، خسارتی که ارزش تعمیر را نداشته باشد (وسيله ی نقلیه در هنگام تصادف)

Beispiele:

ماشین او به کلی داغون شد (در یک تصادف)

sein Wagen hat Totalschaden

Wendungen:

بالاخانه اش را بالکل اجاره داده است!

er hat einen Totalschaden!