Spieß
derPlural: Spieße
Genitiv: es
۱. سیخ (کباب)
Bratspieß
Beispiele:
چیزی را سیخ کباب کردن
etwas am Spieß braten
۲. نیزه
Wendungen:
فریاد می کشید، نعره می زد، جیغ می کشید
er schrie wie am Spieß
ورق را برگرداندن (اوضاع را دگرگون کردن)، متقابلاً حمله کردن
den Spieß umdrehen
۳. [تقریباً:] استوار، (سر) گروهبان