Prämisse
diePlural: Prämissen
Genitiv: NULL
۱. پیش شرط، فرضیه، فرض، مقدمه ی کار، (در جمع) شرایط
[Bildungssprachlich]
Beispiele:
بررسی پیش شرط های یک طرح
die Prämissen der Planung überprüfen
۲. مقدمه (جمله اول در یک نتیجه گیری منطقی در علم فلسفه)، فرضیه ی مقدم
[Philosophie]