Orientierung
diePlural: Orientierungen
Genitiv: NULL
۱. جهت یابی، تشخیص موقعیت، تعیین جهت؛ [مج:] راهنمایی، (کسب) اطلاع
Beispiele:
جهتم را گم کرده ام، دیگر نمی دانم کجا هستم
ich habe die Orientierung verloren
محض راهنمایی شما
zu Ihrer Orientierung
۱. جهت یابی، تشخیص موقعیت، تعیین جهت؛ [مج:] راهنمایی، (کسب) اطلاع
جهتم را گم کرده ام، دیگر نمی دانم کجا هستم
ich habe die Orientierung verloren
محض راهنمایی شما
zu Ihrer Orientierung