wort dictionary

Menge

die
Plural: Mengen
Genitiv: NULL

۱. مقدار، کمیت

bestimmte Menge

Beispiele:

مقدار پنج گرم

eine Menge von 5 g

به مقدار کم/ زیاد

in kleinen/ großen Mengen

مقدار کمی/ مقدار زیادی از کتاب ها

eine kleine/ eine große Menge von Büchern

۲. تعداد زیادی، مقدار زیادی، بسیار زیاد، خیلی، یک دنیا، یک عالم، یک خروار، یک بار، یک کرور، فراوان، کلان

große Zahl, Fülle von

Beispiele:

تعداد زیادی اتومبیل،‌ اتومبیل های بسیار زیادی

eine Menge Autos

تعداد زیادی دوست و آشنا، دوستان و آشنایان بسیار زیادی

eine Menge Freunde und Bekannte

مقدار زیادی کار/ طلا

eine Menge Arbeit/ Gold

تو هنوز خیلی چیزها باید یاد بگیری

du musst noch eine Menge lernen

هنوز یک دنیا وقت/ کار داریم

wir haben noch eine Menge Zeit/ zu tun

یک خروار میوه

Obst in Mengen

یک خروار پول

jede Menge Geld; Geld in rauhen Mengen (ugs.)

دوستان زیادی دارم

ich habe eine Menge Freunde

مبالغ هنگفتی برای آن پرداخت کرده ام

ich habe eine Menge Geld dafür bezahlt

من هنوز کارهای زیادی (یک عالمه کار) دارم

ich habe noch eine Menge zu tun

Wendungen:

خیلی زیاد، فت و فراوان

jede Menge

۳. جمعیت، (توده) مردم، انبوه، خیل

Menschenmenge

۴. مجموعه (ریاضی)