Maß halten
intransitiv۱. اندازه/ حد نگهداشتن (در)، از حد اعتدال خارج نشدن (در)، امساک کردن (در)، افراط/ زیاده روی نکردن (در)
Maß halten in Dat .
۱. اندازه/ حد نگهداشتن (در)، از حد اعتدال خارج نشدن (در)، امساک کردن (در)، افراط/ زیاده روی نکردن (در)
Maß halten in Dat .