wort dictionary

Literatur

die
Plural: Literaturen
Genitiv: NULL

۱. ادبیات، آثار ادبی، ادب

Dichtung

۲. نوشته ها [کتاب ها و مقالات نوشته شده راجع به موضوعی خاص]، کتب مخصوص یک رشته ی فنی؛ منابع، مآخذ

(Fachliteratur, Sekundärliteratur usw.)

Beispiele:

نوشته های حقوقی/ مربوط به حقوق

juristische Literatur

نوشته های/ منابع مربوط به این موضوع را می شناسد

er kennt die einschlägige Literatur

در این باره هنوز منابعی در دست نیست/ نوشته ای انتشار نیافته است

darüber gibt es noch keine Literatur

مآخذ، منابع مورد استفاده/ مورد مراجعه

die benutzte Literatur

کتاب های مربوط به علم پزشکی

medizinische Literatur