Kater
derPlural: Kater
Genitiv: s
۱. گربه ی نر؛ [عا:] خماری [خماری صبحگاهی و بی حالی و سردرد بعد از نوشیدن مشروب الکلی]؛ کوفتگی
Beispiele:
گرفتگی ماهیچه ها
Muskelkater
۱. گربه ی نر؛ [عا:] خماری [خماری صبحگاهی و بی حالی و سردرد بعد از نوشیدن مشروب الکلی]؛ کوفتگی
گرفتگی ماهیچه ها
Muskelkater