wort dictionary

Index

der
Plural: Indexe, Indizes oder Indices
Genitiv: Null oder -(e)s

۱. فهرست، فهرست راهنما

Register

۲. لیست کتاب های ممنوعه [صورتِ عنوان های نوشته‌ هایی که مطالعه ی آن ها به‌ دستور پاپ برای کاتولیک ها ممنوع اعلام می‌ شد]

Bücher

Beispiele:

این کتاب ها در لیست کتاب های ممنوعه قرار دارند

diese Bücher stehen auf dem Index

۳. شاخص؛ اندیس؛ نمایه؛ نما؛ توان، قوه، ضریب