Hansdampf
derPlural: Hansdampf
Genitiv: NULL
۱. درای سررشته در اغلب امور؛ همه فن حریف
Wendungen:
همه فن حریف است، در اغلب کارها (تا حدودی) سررشته دارد
er ist ein Hansdampf in allen Gassen
نخود هر آشی بودن؛ همه کاره (و هیچ کاره) بودن؛ فضول بودن
Hansdampf in allen Gassen sein (ugs., abwertend)