Gitter
dasPlural: Gitter
Genitiv: s
۱. شبکه[ی آهنی، چوبی، سیمی و غیره]؛ میله(های آهنی)؛ حفاظِ میلهای؛ (نردۀ/ شبکۀ) حایل؛ تورِ سیمی؛ شبکه ی کریستال
Wendungen:
در زندان بودن
hinter Gittern sitzen
(پشتِ میلههای) زندان
hinter Gittern
۱. شبکه[ی آهنی، چوبی، سیمی و غیره]؛ میله(های آهنی)؛ حفاظِ میلهای؛ (نردۀ/ شبکۀ) حایل؛ تورِ سیمی؛ شبکه ی کریستال
در زندان بودن
hinter Gittern sitzen
(پشتِ میلههای) زندان
hinter Gittern