Gebühr
diePlural: Gebühren
Genitiv: NULL
۱. عوارض؛ هزینه؛ کارمزد؛ اجرت؛ شهریه؛ کرایه؛ پول [پولِ تمبر]؛ حق [حقِ بیمه/ اشتراک]؛ خرج، مخارج؛ نرخ؛ کمیسیون؛ تعرفه
Beispiele:Wendungen:
عوارضِ سنگین/ بالا
hohe Gebühren
مقدارِ عوارض؛ هزینه؛ میزان کارمزد؛ (میزانِ) شهریه
die Höhe der Gebühr
بیش از حد، زیاده از حد
über Gebühr
چنان که باید (و شاید)، بهقدرِ کفایت، بهفراخورِ حال
nach Gebühr