Bußgeld
dasPlural: Bußgelder
Genitiv: (e)s
۱. جریمه نقدی (به هنگام تخطی از مقررات راهنمایی و رانندگی، مقررات اقتصادی و مقررات مالیاتی)
Beispiele:
محکوم به پرداخت فلان قدر جریمه شدن
zu einem Bußgeld in Höhe von ... verurteilt werden
۱. جریمه نقدی (به هنگام تخطی از مقررات راهنمایی و رانندگی، مقررات اقتصادی و مقررات مالیاتی)
محکوم به پرداخت فلان قدر جریمه شدن
zu einem Bußgeld in Höhe von ... verurteilt werden