Begleitung
diePlural: Begleitung
Genitiv: NULL
۱. همراهی؛ مشایعت؛ بدرقه؛ رساندن؛ معیت؛ ملازمت
das Mitgehen
Beispiele:Wendungen:
کسی را همراه خود/ به عنوان همراه با خود بردن
jmdn. als Begleitung mitnehmen
(به) همراه؛ در معیت؛ به اتفاق ...؛ در ملازمت ...
in Begleitung von ...
۲. همراه؛ مشایع؛ بدرقه کننده؛ ملازم؛ [نیز:] محافظ، مراقب
begleitende Person
Beispiele:
جزو همراهان وزیر بودن
zur Begleitung des Ministers gehören
۳. همراهی، همنوازی