Ausweis
derPlural: Ausweise
Genitiv: es
۱. کارت، برگ، ورقه؛ کارت شناسایی؛ برگه/ کارت هویت؛ کارت ورودی، بلیت [و غیره]؛ گواهی
Beispiele:
شناسنامه
Personalausweis
کارت دانشجویی
Studentenausweis
بلیت (اتوبوس؛ قطار؛ تراموای)
Fahrausweis
۱. کارت، برگ، ورقه؛ کارت شناسایی؛ برگه/ کارت هویت؛ کارت ورودی، بلیت [و غیره]؛ گواهی
شناسنامه
Personalausweis
کارت دانشجویی
Studentenausweis
بلیت (اتوبوس؛ قطار؛ تراموای)
Fahrausweis