Angehörige
der und diePlural: Angehörigen
Genitiv: n
۱. بستگان، بستگان نزدیک، خویشان، خویشاوندان، اقوام، منسوبان، قوم و خویشان
meitst Pl. (Verwandte)
۲. عضو، اعضا (خانواده، گروه، تشکیلات)؛ یکی از کارکنان؛ افراد؛ اتباع
einer Gruppe
Beispiele:
اعضای/ کارکنان موسسه
Betriebsangehörige
اعضای/ افراد حزب
Parteiangehörige
افراد/ اتباع یک کشور
Angehörige eines Landes