wort dictionary

Adel

der
Plural: Adel
Genitiv: s

۱. اشراف،‌ نجبا، نجیب زادگان؛ اعیان و اشراف؛ اشرافیت

Stand

Beispiele:

نجیب زاده بودن

vom Adel sein

۲. لقب اشرافی،‌ عنوان اشرافی

Titel

۳. متانت، وقار، بزرگ منشی؛ اصالت/ نجابت خانوادگی

Vornehmheit