Abzug
der۱. خروج؛ عقب نشینی؛ عزیمت
der Truppen usw.
عقبنشین نیروهای اشغالی
Abzug der Besatzungstruppen
عقبنشینی بلاشرط
bedingungsloser Abzug
عقبنشینی کامل
vollständiger Abzug
۲. هواکش؛ هواگیر؛ دودکش؛ دررو، خروجی؛ مجرا(ی فاضلاب)
Rauchabzug usw.
۳. کسر، کم کردن، تفریق، کاهش
von Stuern usw.
پس از کسر مخارج
nach Abzug von Kosten
مبلغ کامل، بدون تخفیف
ohne Abzug
بدون کم و کاست (بدون کسور) هزار یورو درآمد دارد
er verdient ohne Abzüge tausend Euro
کسور ماهیانه
monatliche Abzüge
۴. تخفیف
Rabatt
پنج درصد تخفیف دادن/ قائل شدن
einen Abzug von 5 Prozen gewähren
۵. ماشه (اسلحه)
an Schusswaffen
انگشت خود را روی ماشه نگهداشتن
den Finger am Abzug halten
ماشه را کشیدن
den Abzug drücken
۶. عکس، کپی
از هر فیلم سه عکس چاپ کردن
von jedem Film drei Abzüge machen
از روی فیلم عکس چاپ کردن (به کسی دادن که چاپ بکند)
Abzüge machen lassen
۷. نمونه (ی غلط گیری)
Korrekturabzug