از دست دادن
فعل1. verlieren
مثال ها:
این پیراهن با دست دوخته شده است
das Kleid ist von Hand genäht
از دست رفتن
verloren gehen
هنوز از دست تو عصبانی است؟
ist er immer noch wütend auf dich?
چه کمکی از دست من ساخته است؟
was kann ichfiir Sie (für dich) tun?
هر کاری از دست ما بر میآمد انجام داده ایم
wir haben getan, was wir konnten
عقل خود را از دست دادن
den Verstand verlieren
اتوبوسش را از دست داد (به اتوبوس نرسید)
er hat den Bus verpasst