wort dictionary

zusteuern

intransitiv

۱. به حرکت در آمدن / راه افتادن به طرفِ؛ [مج:] نزدیک شدن به

zusteuern auf Akk.

۲. کمک کردن (به)؛ سهمِ / دانگِ خود را دادن (برای)

tr.; + zu