zusammentreffen
intransitiv۱. به هم برخوردن، با هم روبرو شدن، همدیگر را دیدن
Personen
Beispiele:
برخوردن به، روبرو شدن با، کسی را دیدن
zusammentreffen mit
۲. با هم مقارن بودن، با هم مصادف شدن
Ereignisse, Umstände
۱. به هم برخوردن، با هم روبرو شدن، همدیگر را دیدن
Personen
برخوردن به، روبرو شدن با، کسی را دیدن
zusammentreffen mit
۲. با هم مقارن بودن، با هم مصادف شدن
Ereignisse, Umstände