wort dictionary
FADE

zusammenfallen

intransitiv

۱. فرو ریختن؛ درهم شکستن؛ درهم ریختن

Gebäude usw.

۲. از هم وا رفتن

Kuchen usw.

۳. مصادف شدن با، افتادن به؛ با هم مصادف شدن، به هم افتادن

zeitlich

۴. (روز به روز) فرسوده تر / لاغر تر شدن؛ مردنی تر شدن [عا]

Person