zurückversetzen
transitiv۱. به سمتِ / به پستِ قبلی منتقل کردن
Angestellen usw.
۲. به کلاسِ پایین تر فرستادن
Schüler
۳. چیزی را به یاد آوردن؛ چیزی را پیشِ خود محسم کردن؛ برگشتن به
sich zurückversetzen (in die Vergangenheit usw.)
Beispiele:
آن زمانی را به یاد بیاور / دوباره پیشِ خودت مجسم کن که ...
versetz dich in die Zeit zurück, als wir ...
پیشِ خود مجسم کردم که در قرونِ وسطی زندگی می کنم
ich versetzte mich ins Mittelalter
۴. چیزی را به یادِ کسی انداختن / آوردن، کسی را به جایی برگرداندن
in die Kindheit usw.
۵. به جای اول بردن / برگرداندن
Zaun usw.