zurückblicken
intransitiv۱. پشتِ سرِ خود را نگاه کردن، برگشتن
sich umsehen
۲. به عقب برگشتن؛ چیزی را از نظر گذراندن / به یاد آوردن / مرور کردن
auf sein Leben usw.
Beispiele:
عمرِ پر باری داشتن، زندگیِ پر باری را پشتِ سر گذاشتن
auf ein reiches Leben zurückblicken