zu
Konjunktion۱. [اغلب:] که؛ برای
+ Inf.
فراموش کردم (که) ساعتم را میزان کنم / چراغ را خاموش کنم
ich habe vergessen, meine Uhr zu stellen/ das Licht auszumachen
امکانِ اینکه بتوان راهِ حلی پیدا کرد بسیار کم است، امکانِ پیدا کردنِ راهِ حل بسیار کم است
die Chance, eine Lösung zu finden, ist gering
در پیچ سبقت گرفتن خطرناک است
in der Kurve zu überholen, ist gefährlich
خوانده می شود: دو ضرب در دو مساوی است با چهار
[2 x 2 = 4] zu lesen: zweimal zwei ist vier
چیزی دارید که مشمولِ عوارضِ گمرکی باشد؟
haben Sie etwas zu verzollen?
(گاراژ) اجاره داده می شود
(Garage) zu vermieten
=> haben 4, => sein 2,3
=> (an)statt; ohne; um
۲. قرار است، بنا است؛ باید؛ موردِ
+ 1. Partizip
صورتی از همۀ اشیاءِ موردِ بیمه / که قرار است بیمه شود
eine Liste aller zu versichernden Gegenstände
اتاقهایی که قرار است اجاره داده شود، اتاقهای اجاره ای
die zu vermietenden Zimmer
نامه های در دستِ اقدام / اقدام نشده
die zu erledigende Post
اعتراضی که انتظار می رفت صورت گیرد
der zu erwartende Protest