wort dictionary

zeugen

intransitiv

۱. شهادت دادن (بر لهِ / بر علیهِ)

+ für/ gegen

۲. نشانۀ / گواهِ چیزی بودن، دال / گواه بر چیزی بودن، چیزی را رساندن، حاکی بودن از، حکایت کردن از

zeugen von