wort dictionary

zerrinnen

intransitiv

۱. آب شدن؛ [مج:] بر باد رفتن؛ از میان رفتن؛ نقش بر آب شدن؛ [نیز:] سپری شدن

Wendungen:

باد آورده را باد می برد

wie gewonnen, so zerronnen Sprichw.