würdigen
transitiv۱. قدردانی / تقدیر کردن از، تقدیر / قدردانی / قدر شناسی / حق شناسی به عمل آوردن از
jmds. Verdienste usw.
۲. قدرِ چیزی را دانستن، چیزی را (هرگز) فراموش نکردن
jmds. Hilfe/ Güte usw.
۳. مرا حتی درخورِ آن نمی دانست که نگاهم کند / به من جوابی بدهد
er würdigte mich keines Blickes/ keiner Antwort