wie
Konjunktion۱. مانندِ، مثلِ [عا]، چون، همچون، همچو؛ [نیز:] چنانکه، به طوری که؛ و؛ چه ... چه
in Vergleichen, => so 3
زنی مانندِ او
eine Frau wie sie
من هم درست مثلِ شما فکر می کنم / با شما هم عقیده ام
ich denke ebenso wie Sie
چنانکه می دانید ...
wie Sie wissen ...
چنانکه شنیده ام
wie ich gehört habe; wie man mir gesagt hat
مرد و زن، چه زن چه مرد
Männer wie Frauen
تو و بیرونِ، هم تو هم بیرون
innen wie außen
نظیرِ / از قبیلِ / مانندِ اسب و خوک و مرغ و غیره
wie (zum Beispiel) Pferde, Schweine, Hühner usw.
من و او همشهری هستیم
er kommt aus derselben Stadt wie ich
او به جوانیِ شما نیست
sie ist nicht so jung wie Sie
طبقِ معمول، مثلِ همیشه، کما فی السابق
wie gewöhnlich/ üblich/ immer
هم ... هم
sowohl ... wie auch
(درست) همان طوری که اینجا نوشته است
genauso, wie es hier steht
هر طور که میلِ شماست، هر چه شما بخواهید
(ganz) wie Sie wünschen
مثل این است که، انگار که، گویی که
es ist, wie wenn
۲. که، وقتی که؛ همین طور که؛ همین که
temp.
و این را که شنیدم ...
und wie ich dies höre/ hörte ...
و همین طور که می گذشتم ...
und wie ich so vorbeiging ...
۳. هر چه / هر قدر هم که سعی کردم ...
wie sehr ich es auch versuchte ...
با تمامِ ثروتی که داشت ...
wie reich er auch war ...
هوا هر طور هم که بشود ...
wie das Wetter auch (immer) wird ...
یا چه می دانم اسمشان چیست، حالا اسمشان هر چه می خواهد باشد
oder wie sie auch heißen mögen
با این همه، با وصفِ این، با این حال، مع هذا، مع ذلک
wie dem auch sei