walten
intransitiv۱. در کار بودن، حکم فرما بودن
Beispiele:
گذشت نشان دادن / به خرج دادن، گذشت کردن
Gnade walten lassen
دقت به خرج دادن، دقت کردن
Sorgfalt walten lassen
۱. در کار بودن، حکم فرما بودن
گذشت نشان دادن / به خرج دادن، گذشت کردن
Gnade walten lassen
دقت به خرج دادن، دقت کردن
Sorgfalt walten lassen