vorbeifahren
intransitiv۱. [سواره] گذشتن / رد شدن / عبور کردن (از)
+ an Dat.
مثال ها:
از (جلوِ / کنارِ) پستخانه گذشتن
an der Post vorbeifahren
از کنارِ کسی گذشتن
an jmdm. vorbeifahren
وقتی که از اینجا می گذرید ...؛ اگر گذارتان به اینجا / به این طرفها افتاد
wenn Sie hier vorbeifahren ...