vorarbeiten
transitiv۱. کاری را پیشاپیش / از پیش انجام دادن
۲. پیش رفتن، پیشرفت کردن؛ کارِ خود را پیش بردن
sich vorarbeiten
۳. مقدماتِ کار را فراهم آوردن، کار را تدارک دیدن / زمینه چینی کردن
itr.
۱. کاری را پیشاپیش / از پیش انجام دادن
۲. پیش رفتن، پیشرفت کردن؛ کارِ خود را پیش بردن
sich vorarbeiten
۳. مقدماتِ کار را فراهم آوردن، کار را تدارک دیدن / زمینه چینی کردن
itr.