wort dictionary

verschleppen

transitiv

۱. (بزور) با خود بردن؛ دزدیدن، ربودن

Menschen, Sachen

۲. طول دادن، به درازا کشیدن؛ کشیدن

Verhandlungen usw.

۳. معالجۀ چیزی را به عقب انداختن

Krankheit usw.