wort dictionary

unergiebig

Adjektiv

۱. بی حاصل، بی نتیجه، بی فایده، بی ثمر، بیهوده، عبث؛ [نیز:] بی منفعت؛ بدرد نخور

Beispiele:

این موضوع چیزی به دست نمی دهد / به درد نمی خورد

das Thema ist unergiebig

کارمان را پیش نبرد، ما را به جایی نرساند

es war unergiebig

Grammatik

POSITIVunergiebig
KOMPARATIVunergiebig
SUPERLATIVunergiebig