umgehen
transitiv۱. دور زدن
Stadt, Verkehr usw.
۲. طفره رفتن از؛ شانه خالی کردن از
Thema, Antwort usw.
۳. از زیرِ چیزی در رفتن؛ ندیده گرفتن، انکار کردن
Vorschrift usw.
۱. دور زدن
Stadt, Verkehr usw.
۲. طفره رفتن از؛ شانه خالی کردن از
Thema, Antwort usw.
۳. از زیرِ چیزی در رفتن؛ ندیده گرفتن، انکار کردن
Vorschrift usw.