wort dictionary

überschlagen

starkes Verb

۱. پاها را روی هم انداختن

[hat]; die Beine überschlagen

۲. زدن، پریدن

itr., ist (Funke)

۳. (ناگهان از یک حالت افراطی به یک حالت افراطی دیگر) تبدیل شدن، ناگهان به حالتی درآمدن

[ist]; (plötzlich) überschlagen in Akk.