wort dictionary

übergehen

starkes Verb

۱. ندیده گرفتن؛ نشنیده گرفتن؛ اعتنا نکردن به، وقع نگذاشتن به، محل نگذاشتن به [عا]؛ کنار گذاشتن، بی توجه گذشتن

[hat]; hinweggehen über

Beispiele:

به سکوت برگذار کردن، مسکوت گذاشتن

mit Stillschweigen übergehen

کسی را در نظر نگرفتن، کسی را نادیده گرفتن

jdn. übergehen

به چیزی اعتنا نکردن، چیزی را نادیده گرفتن

etwas übergehen

۲. منظور نکردن، در نظر نگرفتن

[hat]; nicht berücksichtigen

۳. رد شدن از، رد کردن، قلم گرفتن، گذشتن از؛ حذف کردن

[hat]; weglassen

۴. اعتنا/ توجه نکردن به، ندیده گرفتن

[hat]; den Hunger, Schlaf usw.