überfällig
Adjektiv۱. عقب افتاده، پرداخت نشده، از سررسید (از موعد آن) گذشته؛ به تأخیر افتاده؛ به موقع نرسیده
Wechsel usw.
Wendungen:
الآن مدت هاست که به دیدن ما نیامده، دیگر وقتش رسیده است که سری به ما بزند
sein Besuch bei uns ist schon lange überfällig
هواپیما الآن دو ساعت است که تأخیر دارد/ بایست می رسید
das Flugzeug ist seit zwei Stunden überfällig
Grammatik
| POSITIV | überfällig |
| KOMPARATIV | überfällig |
| SUPERLATIV | überfällig |