wort dictionary

überbieten

starkes Verb

۱. بیشتر پیشنهاد کردن از، قیمت بالاتری پیشنهاد کردن از؛ روی دست کسی خواندن/ پیشنهاد دادن، بیشتر زدن

[hat]; jdn. überbieten (bei Auktionen usw.)

Beispiele:

پانصد یورو بیشتر از کسی پیشنهاد کردن

jdn. um 500 Euro überbieten

۲. شکستن

[hat]; Rekord

۳. روی دست کسی بلند شدن؛ پیشی/ سبقت گرفتن از، جلو زدن از، جلو افتادن از

[hat]

Beispiele:

(در گفتن شوخی) روی دست هم بلند می شدند/ سعی می کردند از هم پیشی بگیرند

sie überboten sich (gegenseitig in Witzen)

(هر چه بیشتر) تعارف رد و بدل کردن/ تعارف بار هم کردن [عا]

einander in Höflichkeiten überbieten