wort dictionary

über

Adjektiv

۱. باقی (مانده)، مانده

übrig

Beispiele:

سه مارک (باقی) مانده

drei Mark sind über

پنج یورو هنوز برایم باقی مانده است

ich habe noch fünf Euro über

۲. برتر

überlegen

Beispiele:

زورش از من بیشتر است، از نظر زور به من برتری دارد

kräftemäßig ist er mir über

۳. (دیگر) بیزارم از اینکه، خسته شده ام از اینکه

es ist mir über, zu ...