wort dictionary

totschweigen

starkes Verb

۱. به سکوت برگذار کردن؛ مسکوت گذاشتن؛ سخنی به میان نیاوردن از، حرفی نزدن از، مخفی نگهداشتن

[hat]

Beispiele:

صدایش را درنیاوردن

eine Sache totschweigen