spritzig
Adjektiv۱. جالب، با حال، زنده، مفرح، نشاط بخش
Musik, Reportage usw.
۲. که آدم را حال می آورد/ جگر آدم را صفا می دهد [عا]، تر و تازه کننده
Wein usw.
۳. تیز، قبراق، پر شتاب، سریع
Motor, Auto usw.
۱. جالب، با حال، زنده، مفرح، نشاط بخش
Musik, Reportage usw.
۲. که آدم را حال می آورد/ جگر آدم را صفا می دهد [عا]، تر و تازه کننده
Wein usw.
۳. تیز، قبراق، پر شتاب، سریع
Motor, Auto usw.