wort dictionary

spaßen

schwaches Verb

۱. شوخی کردن

[hat]

Beispiele:

شوخی می کنید، جدی نمی گویید

Sie spaßen (wohl)?

این کار شوخی بردار نیست/ شوخی بر نمی دارد، قضیه جدی است، باید موضوع را جدی گرفت

damit ist nicht zu spaßen